السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

447

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

را آرد كرد و مجموع كشته شدگاه اليس به هفتادهزار نفر بالغ مىشد كه بيشترشان از مردم « امغيشيا » بودند . 5 . فتح امغيشيا سيف مىگويد : چون خالد از جنگ اليس فارغ شد به سوى « امغيشيا » « 1 » حركت نمود و مردم « امغيشيا » كه از جريان اطلاع پيدا نمودند پا به فرار نهادند خالد كه بدان جا رسيد به مردم مهلت نداد كه وسايل زندگى و اثاث‌شان را از شهر بيرون ببرند . مردم « امغيشيا » در مزارع عراق پراكنده شدند خالد فرمان داد كه امغيشيا را خراب كنند و هر چه در آن جا هست از بين ببرند و نابودش سازند . سيف مىگويد : امغيشيا شهرى بود به بزرگى حيره و اليس از اطراف و حوالى آن به شمار مىرفت . مسلمانان در اين شهر به غنايم جنگى فراوان و بىسابقه‌اى دست يافتند كه در هيچ جنگ ديگرى چنين غنايمى نصيب آنان نشده بود به طورى كه سهم رسمى هر يك از سپاهيان علاوه بر جوايز و عوايد ديگر به هزار و پانصد دينار بالغ مىگرديد و چون اين خبر به ابو بكر رسيد ، گفت اى گروه قريش شير شما خالد با بزرگ شير ايران درآميخت و او را به زانو درآورد و طعمهء او را از چنگش در ربود ، زنان جهان از آوردن مانند خالد عاجز و عقيم‌اند . 6 . فتح فرات بادقلى سيف مىگويد : خالد پس از فتح امغيشيا به وسيلهء كشتىها به سوى حيره حركت نمود ، « آزاذبه » مرزبان حيره كه از جريان اطلاع پيدا كرد لشكرى براى جنگ و مقابله با خالد مجهز ساخت و به طرف سپاه خالد حركت كرد و در محلّى به نام « غريين » فرود آمد و

--> ( 1 ) . طبرى در اين مورد روايتى دارد بدين مضمون كه : راوى خود سيف مىگويد من از مردم حيره پرسيدم كه آيا در اين سرزمين شهرى به نام « امغيشيا » وجود دارد آنان گفتند : ما در حيره محلّى به نام « منيشيا » شنيده‌ايم ولى نام « امغيشيا » به گوش ما نخورده است مىگويد : من از جريان را به سيف گفتم در پاسخ به من گفت : كه اين دو نام يك محل است .